ماه رمضون ساده !؟ماه رمضون !؟یا ساده!؟
سفره ی افطار ، نون پنیر سبزی ، بوی آش رشته ی مامانم ، و صدای بابام از توی آشپزخونه که : آمنه ،خامه هم می خوری ؟..... و قرار اوّل ماه رمضون که مثلاً امسال یه ذره کم پرخوری کنیم و افطاری ساده بخوریم . اصلاً همه اش تقصیر این دست پخت مامانمه که همیشه ما ها رو گول می زنه ، وگرنه مگه سر قرار موندن برای ما ها کاری داره؟
ماه رمضونمون خیلی ماه رمضون بود که به برکت جر و بحثای بین افطار و سحر سر خوراکی ها با والدین محترم دیگه نور علی نور شده ، مسلماً بد جوری هم مورد رضای خدا قرار می گیره ، دیگه تو این ماه رمضونیه اساسی سنگ تموم گذاشتیم .
از قرار اوّل ماه رمضون همین جر و بحثا مونده و بس ، وگرنه که ما و کم خوری !؟ (یه مثال جدید از واو مباینت) جالب این که آخر همه ی این بحثا به این جمله ی معروف ختم می شه که : "ما که از پس هر کی بر بیایم از پس این دختر بر نمی یایم." و با وجود این که این جوری توی بحث حرف آخرو می زنم ، بعد خودم به صورت داوطلبانه و خود جوش اقدام به امر شریف پرخوری می کنم ! فقط آزار دارم که باهاشون بحث کنم ، بالاخره اینم یه جورایی از مستحبّات مؤکّد این ماهه .
تقصیر خودشونم هست دیگه ، بعد از بیست سال یادشون افتاده بچه شونو لوس کنند ، یکی یه دونه شدن اصلاً دلیل خوبی نیست که محبتی که به سه تا بچه داشتند رو گولّه کنند رو یکی ، آخه مگه یه آدم چه قدرتحمّل داره ؟ تازه خب اون دو تای دیگه که نمردند ، خب حسودیشون می شه دیگه
ماه رمضونمون خیلی ماه رمضون بود که به برکت جر و بحثای بین افطار و سحر سر خوراکی ها با والدین محترم دیگه نور علی نور شده ، مسلماً بد جوری هم مورد رضای خدا قرار می گیره ، دیگه تو این ماه رمضونیه اساسی سنگ تموم گذاشتیم .
از قرار اوّل ماه رمضون همین جر و بحثا مونده و بس ، وگرنه که ما و کم خوری !؟ (یه مثال جدید از واو مباینت) جالب این که آخر همه ی این بحثا به این جمله ی معروف ختم می شه که : "ما که از پس هر کی بر بیایم از پس این دختر بر نمی یایم." و با وجود این که این جوری توی بحث حرف آخرو می زنم ، بعد خودم به صورت داوطلبانه و خود جوش اقدام به امر شریف پرخوری می کنم ! فقط آزار دارم که باهاشون بحث کنم ، بالاخره اینم یه جورایی از مستحبّات مؤکّد این ماهه .
تقصیر خودشونم هست دیگه ، بعد از بیست سال یادشون افتاده بچه شونو لوس کنند ، یکی یه دونه شدن اصلاً دلیل خوبی نیست که محبتی که به سه تا بچه داشتند رو گولّه کنند رو یکی ، آخه مگه یه آدم چه قدرتحمّل داره ؟ تازه خب اون دو تای دیگه که نمردند ، خب حسودیشون می شه دیگه
آمنه


0 Comments:
Post a Comment
<< Home