!چند کلّه پوک؟

Tuesday, September 12, 2006

...يا امام الرئوف

هو
چند وقتيه خيلي قبطه مي خورم به آدمايي که زمان پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلّم بودن و با ايشون رابطه ي معنوي داشتن...چند تا داستان توي داستان راستان چند روز پيش خوندم که به مساعدت حافظه ي نازنينم الآن يادم نمياد که چي بودن ولي يادمه که هي منو ياد اين چيزها مي انداخت...امروز هم توي يه کتاب ديگه خوندم که يه روز يه نفر زمان حکومت حضرت رسول مياد پيش ايشون و موقع صحبت کردن لکنت مي گيره...حضرت رسول هم اون آدمه رو بغل مي کنه تا آرامش پيدا کنه و بعد ميگه"هوّن عليک"...يعني به خودت آسون بگير؛‌"لستُ بِمَلِکٍ"...من پادشاه نيستم...واقعا تشنه ي رأفتشونم...
ياد "امام الرّئوف"، امام رضا عليه السلام و الصلوات، افتادم...دلم براي حرمش تنگه...من نتونستم حرم به اون عظمت رو توي قلب به اين تنگي جا بدم؛ ولي همون"امام الرئوف العطوف" ،همون "وارث موسي الکاظم" ، همون عموي بزرگوار،اين قلب حقير رو توي حرم خودش گم کرد...دلم نمي خواد بفهمم قلبم کجاي حرمش افتاده چون اگه پيداش کنم ممکنه يه وقت برش دارم...دلم براش تنگه...
.
.
.
پي نوشت:چند ساعت بعد از اينکه اين پست رو تايپ کردم زنگ زدن بهم براي اردوي مشهد ورودي ها...انشاءالله خواهم رفت...الکي نيست که بهشون مي گن "امام الرئوف"...
فاخري

0 Comments:

Post a Comment

<< Home