.....خنده ی تلخ من
توی این پنج شیش سال ، هر وقت بوش جایی حرفی می زد، کلی به مردم آمریکا می خندیدم ، اونا هم با این رئیس جمهور انتخاب کردنشون! همیشه فکر می کردم به خاطر بلاهت رئیس جمهورشون خجالت نمی کشند؟!
چند وقتیه انگار مردم دنیا دارند به ما می خندند، می تونیم بچه پررو بازی در بیاریم و بگیم مردم دنیا مهم نیستند ، اصل اینه که،یعنی اصل اینه که... ولی واقعاً چی می تونیم بگیم؟ اصل چیه که؟... حق دارند دیگه ، اصل اینه که حق دارند ، ما هم جای اونا بودیم باید می خندیدیم.
تلویزیون رو روشن کردم ، داشت مصاحبه ی رئیس جمهور محبوبمون رو با یه بابای آمریکایی نشون می داد، خودم رو گذاشتم جای یه آدم غیر ایرانی ، خب وقتی حرفاش خنده داره، نمی شه که آدم نخنده. احتمالاً اگه تا آخرش از نگاه همون غیر ایرانیه نگاه می کردم به این نتیجه هم می رسیدم که بابا این ایرانی ها هم عجب تروریستای ابلهی هستند ، حتی نمی فهمند دیگه تو این دوره زمونه تروریست بودن بده ، یعنی یه جورایی اَخه، دیگه آمریکایی های قلدر هم که از اون اوّل به بلاهت تو سیاست معروف بودند فهمیدند که باید تو شعاراشون تا می تونند کلمه ی دموکراسی رو به جای تروریسم استفاده کنند ، حتی اگه منظورشون همون باشه! دیگه این ایرانیا کیند که روی آمریکاییا رو سفید کردند!!..... اِاِاِ طرف هر سؤالی می پرسه به جای این که جوابشو بده ، جواب سر بالا می ده، خب نمی خوای جواب بدی چرا مصاحبه می کنی؟..... این ور یه رئیس جمهور نشسته، اون ور یه مجری یه شبکه ی تلویزیونی؛ و این دو تا عملاً فرقی با هم ندارند، البته اگه خوشبین باشی!! احتمالاًً طرفداراش اینو هم می ذارند به حساب خاکی بودنش و باحالیش،به غیر از این حتماً دور هم که جمع می شند از این حرف می زنند که عجب باحال طرف رو پیچونده و..... طرف می گه سپاه به شورشیای عراقی بمب می ده که عراق رو نا امن کنند، با یه لبخند جالب جواب می ده که خب ما هم از کشته شدن انسان های بی گناه ناراحت می شیم، ولی مگر وظیفه ی آمریکا حفظ امنیت عراق نیست؟ چرا دولت آمریکا به وظیفه ی خود عمل نمی کند؟ تا کی آمریکایی ها در عراق می مانند؟.....!!!!!! نمی فهمم چرا انقدر نازدار بلا بازی در میاره و تو لفافه حرف می زنه، یعنی معلوم نیست که با این جوری حرف زدنش چیزی رو تکذیب نمی کنه؟! یه جورایی تو لفافه داره می گه خب آره می تونیم ، می کنیم، شما که انقدر ادعاتون می شه چرا نمی تونید اونجا رو آروم کنید؟ اصلاً تا کی می خواید اونجا بمونید؟
هشت سال پیش خاتمی گفت بابا برا چی می گید مرگ بر آمریکا؟ مگه با مردم آمریکا مشکلی دارید که نفرینشون می کنید؟ حساب مردم امریکا رو از دولتشون جدا کنید... همه ریختند سرش !! حتی اگه کلی تریپ مسلمونی هم به قضیه نگاه کنی می بینی کلی مسلمون تو همون آمریکا هست، دیگه آدمای خوب بقیه ی دین و مذهباش بماند، ولی این که یه نفر بیاد بگه ربطی نداره که این آدما رو نفرین کنید و ... کفر گفته،.........اون وقت الآن احمدی نژاد با کلی احساس باحالی میاد می گه ما حساب مردم اسرائیل رو از دولتش جدا می دونیم، ما نفرتی از مردم اسرائیل نداریم، فقط باهاشون یه کم اختلاف عقیده داریم..... نمی فهمم ، خب حتما دوره زمونه عوض شده، خیلی سعی نمی کنم، به هر حال نمی فهمم، خیلی هم مهم نیست ، حتماً دوره زمونه که عوض می شه این جوری می شه.
البته طرف یه سؤال پرسید که خوب جوابشو داد، جدی دارم میگم، وسط اون همه جواب بی ربط به سؤالا، یه جواب درست ، واقعاً تشویق لازم داشت، جای فاطمه خالی بود؛ مسخره نمی کنم، جدی می گم، اگه حزب اللهی بودم تکبیرم می گفتم با این که نمی تونم مثل اونا قبولش داشته باشم و البته مثل هیچ کس دیگه ای.
از خودم وقتی حرفای سیاسی می زنم ، بدم میاد؛ ولی بعد از نود و بوقی نشستم پای حرفاش تا ببینم چی می گه ، که شاید بی خودی باهاش چپ شده باشم، تمام سعیم رو هم کردم که بی طرف گوش کنم، خیلی ضد و نقیض حرف می زد، چند
چند وقتیه انگار مردم دنیا دارند به ما می خندند، می تونیم بچه پررو بازی در بیاریم و بگیم مردم دنیا مهم نیستند ، اصل اینه که،یعنی اصل اینه که... ولی واقعاً چی می تونیم بگیم؟ اصل چیه که؟... حق دارند دیگه ، اصل اینه که حق دارند ، ما هم جای اونا بودیم باید می خندیدیم.
تلویزیون رو روشن کردم ، داشت مصاحبه ی رئیس جمهور محبوبمون رو با یه بابای آمریکایی نشون می داد، خودم رو گذاشتم جای یه آدم غیر ایرانی ، خب وقتی حرفاش خنده داره، نمی شه که آدم نخنده. احتمالاً اگه تا آخرش از نگاه همون غیر ایرانیه نگاه می کردم به این نتیجه هم می رسیدم که بابا این ایرانی ها هم عجب تروریستای ابلهی هستند ، حتی نمی فهمند دیگه تو این دوره زمونه تروریست بودن بده ، یعنی یه جورایی اَخه، دیگه آمریکایی های قلدر هم که از اون اوّل به بلاهت تو سیاست معروف بودند فهمیدند که باید تو شعاراشون تا می تونند کلمه ی دموکراسی رو به جای تروریسم استفاده کنند ، حتی اگه منظورشون همون باشه! دیگه این ایرانیا کیند که روی آمریکاییا رو سفید کردند!!..... اِاِاِ طرف هر سؤالی می پرسه به جای این که جوابشو بده ، جواب سر بالا می ده، خب نمی خوای جواب بدی چرا مصاحبه می کنی؟..... این ور یه رئیس جمهور نشسته، اون ور یه مجری یه شبکه ی تلویزیونی؛ و این دو تا عملاً فرقی با هم ندارند، البته اگه خوشبین باشی!! احتمالاًً طرفداراش اینو هم می ذارند به حساب خاکی بودنش و باحالیش،به غیر از این حتماً دور هم که جمع می شند از این حرف می زنند که عجب باحال طرف رو پیچونده و..... طرف می گه سپاه به شورشیای عراقی بمب می ده که عراق رو نا امن کنند، با یه لبخند جالب جواب می ده که خب ما هم از کشته شدن انسان های بی گناه ناراحت می شیم، ولی مگر وظیفه ی آمریکا حفظ امنیت عراق نیست؟ چرا دولت آمریکا به وظیفه ی خود عمل نمی کند؟ تا کی آمریکایی ها در عراق می مانند؟.....!!!!!! نمی فهمم چرا انقدر نازدار بلا بازی در میاره و تو لفافه حرف می زنه، یعنی معلوم نیست که با این جوری حرف زدنش چیزی رو تکذیب نمی کنه؟! یه جورایی تو لفافه داره می گه خب آره می تونیم ، می کنیم، شما که انقدر ادعاتون می شه چرا نمی تونید اونجا رو آروم کنید؟ اصلاً تا کی می خواید اونجا بمونید؟
هشت سال پیش خاتمی گفت بابا برا چی می گید مرگ بر آمریکا؟ مگه با مردم آمریکا مشکلی دارید که نفرینشون می کنید؟ حساب مردم امریکا رو از دولتشون جدا کنید... همه ریختند سرش !! حتی اگه کلی تریپ مسلمونی هم به قضیه نگاه کنی می بینی کلی مسلمون تو همون آمریکا هست، دیگه آدمای خوب بقیه ی دین و مذهباش بماند، ولی این که یه نفر بیاد بگه ربطی نداره که این آدما رو نفرین کنید و ... کفر گفته،.........اون وقت الآن احمدی نژاد با کلی احساس باحالی میاد می گه ما حساب مردم اسرائیل رو از دولتش جدا می دونیم، ما نفرتی از مردم اسرائیل نداریم، فقط باهاشون یه کم اختلاف عقیده داریم..... نمی فهمم ، خب حتما دوره زمونه عوض شده، خیلی سعی نمی کنم، به هر حال نمی فهمم، خیلی هم مهم نیست ، حتماً دوره زمونه که عوض می شه این جوری می شه.
البته طرف یه سؤال پرسید که خوب جوابشو داد، جدی دارم میگم، وسط اون همه جواب بی ربط به سؤالا، یه جواب درست ، واقعاً تشویق لازم داشت، جای فاطمه خالی بود؛ مسخره نمی کنم، جدی می گم، اگه حزب اللهی بودم تکبیرم می گفتم با این که نمی تونم مثل اونا قبولش داشته باشم و البته مثل هیچ کس دیگه ای.
از خودم وقتی حرفای سیاسی می زنم ، بدم میاد؛ ولی بعد از نود و بوقی نشستم پای حرفاش تا ببینم چی می گه ، که شاید بی خودی باهاش چپ شده باشم، تمام سعیم رو هم کردم که بی طرف گوش کنم، خیلی ضد و نقیض حرف می زد، چند
......جا یه دفعه فکر کردم اگه الآن طرفش این جوری جوابشو بده
آمنه
آمنه


8 Comments:
بابا آمنه ای ول.....!ترکوندی بابا
یعنی من تو این بخش ازاعتماد به نفس اینا موندم
که اینا رو از تلویزیون پخش میکنن
یعنی مطئنن که خیی خوب پیچوندتشون
انقدر پررو ِ که بش میگن سلاح میفرسی عراق
نمیگه نه
By
Anonymous, at 11:44 AM
واقعا ای ول هم داره، ترکوندم انقدر دری وری گفتم، هر وقت می زنم تو خط سیاست، تازه می فهمم چه قدر منطقم قویه!از یه چیزی حرصم در میاد و شروع می کنم دری وری گفتن، وقتی آدم فحش می ده ، حرفش اثری نداره حتی اگه درست باشه، حرف های یه آدم بی اعصاب که حسابی حرصش دراومده،دیگه ترکوندن بدتر از این؟
By
Anonymous, at 11:48 AM
راستی این جمله اش رو یادم رفته بود، دیشب یادم افتاد. بعد از حرف هایی که در باره ی فرستادن اسلحه به عراق زد، اینم گفت که مسئولیت حفظ امنیت به عهده ی اشغالگرانه و تهمت زدن به بقیه ی کشور ها چیزی از مسئولیت اونا کم نمی کنه......البته به نظرم قبلش اونقدر حرف هایی زده بود که برداشت های دیگه ای ازشون می شد که این جمله توشون گم می شد و نمی تونست کامل اثر اونا رو از بین ببره، تو ذهن آدم جمله های فبلی بیشتر می موند.
By
Anonymous, at 11:53 AM
به نام خدا
سلام
من نمی دونم تعریف شما از حزب اللهی چیه؟
به نظرم حزب الله واقعی آن کسی است که جز خدا هدفی
ندارد. جز خدا ولی ندارد.و در زیر هیچ چتر دیگری
قرار نمی گیرد
"بسیجی یعنی علی که تمام وجودش وقف اسلام بود"
به نظرم اگه توی جامعه ای یه عدهای بخوان که از
این عناوین سو استفاده کنند و این اسم ها را مصادره
به مطلوب کنند و ما بقی رو غیر حزب اللهی بنامند
مابقی نباید به اون ها اجازه بدن.که بتونن ازاین
اسم ها سو استفاده کنند
برای همینه که من با افتخار می گم که همیشه دوست دارم
جز حزب اللهی ها به حساب بیام. حالا ممکنه که خیلی ها
خوششون نیاد.خوب نیاد
کسانی رو میشناسم که به آقای خاتمی رای دادن
یا تو همین انتخابات هم به آقای احمدی نژاد رای ندادن
ولی خودشون رو حزب اللهی می دوننم
و واقعا هم حزب اللهی هستن.
روانشناسی امروز هم می گه که شما هر چی رو
به خودتون نسبت بدید روتون تاثیر داره
در ضمن نوشتن مطالب سیاسی هم در مواردی خوبه
چرا که ما دو نوع سیاست داریم:
یک سیاست که جز دروغ و خدعه و مردم فریبی و کلک
چیز دیگه ای نیست.و در یک کلمه همه چیز حول
قدرت
چرخ می زنه و همه چیز سیاسی بازیه
سیاست دیگه به معنی تدبیره
امامان ما هم ساسه العباد معرفی شده اند و همیشه در
امر حکومت و سیاست دارای نظر بوده اند
من هم توصیه می کنم که تحلیل بکنید و ولی به سراغ سیاسی
بازی نرید
موفق باشید
By
Anonymous, at 12:27 PM
نظرم اینه که وقتی یه اسم به یه معنی دیگه جا افتاد، و بیشتریا با شنیدن اون یاد چیز دیگه ای به جز معنی اش افتادند، دیگه نباید موقع به کار بردنش به معنی تحت اللفظی اش فکر کرد، چون دیگه اون معنی از اون لفظ گرفته شده و اون معنی رو تداعی نمی کنه؛ برای همین مثلا وقتی از کلمه ی حزب اللهی استفاده می کنم صرفاً منظورم موافقین سرسخت (نه لزوما به معنای منفی)حکومته، و اگه بخوام از آدم های خدا محور حرف بزنم ، از کلمه های دیگه ای مثل آدم مسلمون ، یا آدم خوب! و...استفاده می کنم تا منظورم رو درست برسونم؛ و وقتی کلمه ی بسیج رو می شنوم اولین چیزی که به ذهنم می رسه اینه : یه گروه که وقتی تشکیل شد یه گروه مردمی بود و الان صرفا یه گروه سیاسی که حتی اگه اقتضا کنه حاضره مقابل مردم هم وایسه چون فقط یه گروه سیاسیه؛ پس طبیعتا موقع استفاده از این کلمه هم به همین معنی ازش استفاده می کنم؛ و وقتی بخوام از بزرگی مثل علی حرف بزنم از قشنگ ترین کلمه ای که می تونم یعنی خود این اسم قشنگ اسفاده می کنم، اسمی که هنوز بعد از این همه سال معنی اش ازش گرفته نشده.
راستی لطف کردید نظراتتون رو نوشتید، ممنون
By
Anonymous, at 9:07 PM
به نام خدا
سلام
اولا که به نظرم هنوز هم این واژه مصادره به مطلوب نشده
همین الان خیلی از آدم ها هستن که واقعا حزب اللهی هست و واقعا این دغدغه رو دارن که جز خدا هیچ ولی و سرپرستی نپذیرند و با حکومت مشکل دارن و حتی ناقد حکومت هستند
من دوست ندارم اسم بیارم اما مجبورم
حزب اللهی تر از همین آقای هاشمی که نداریم ایشون وضعیت موجود رو نمی پسنده و ناقد این جریانه اما با رعایت مسایل اسلام واین که نباید هیچ ولی غیر خدا پذیرف و در دسته و حزب خدا قرار داشت داره عمل می کنه
یا مثلا همین آقای احمدی نژاد که الآن نماد حزب الله است در زمان آقای هاشمی و آقای خاتمی که حکومت رو قبول نداشت و کلی هم باهاش مشکل داشت اما حزب اللهیه می خوام بگم طرفداری حکومت به این معنا اصلا با حزب اللهی بودن در تضاده و فقط کار آدمهایی که نون به نرخ روز می خورن و من هم تا حالا بچه حزب اللهی این جوری ندیدم
تازه اینا سیاسی ها کله گنده هان
بسیجی ها و حزب اللهی که خیلی ها شون چیزی برای از دست دادن ندارن که بخوای بگی منافع شون در گرو پیوند و حمایت از حکومته
در ثانی ما هستیم که عرف رو تشکیل می دیم.
مثلا من یه زمانی فکر می کردم که اگر اسم بسیجی و حزب اللهی روم بیاد دیگه هرکسی ممکنه که در موردم هر جوری فکر کنه. یا در نظر اون من یه آدم خاص باشم
ولی الآن اصلا برام مهم نیست که طرف چی فکر می کنه
من دوست دارم اون جوری باشم که خودم می خوام نه جوری که بقیه می خوان
می دونید این چه سودی داشت
اولین سودش برای خودم بود
دومیش هم این بود که خیلی از افراد که من رو می دیدن یه جورایی به جریان حزب الله امیدوار می شدن
همین دلگرمی ها برای من کافی بودن
البته کسانی هم بودن که از من خیلی بدشون بیاد
که البته این هم جای دلگرمی داره
تو پرانتز بگم که به نظرم جریان حزب الله و کسانی که این ادعا رو دارن هم نمی تونن حکومت اسلامی و بطور خاص جمهوری اسلامی رو قبول نداشته باشن البته ممکنه این حکومتی که الآن ما در مملکت مون داریم واقعا حکومت اسلامی نباشه اما با خود حکومت اسلامی نباید مشکلی داشته باشن
یه حرفایی هم هست که باید به صورت خاص به خودتون بگم :دی
یه حرف خیلی مهم هم که اون دفعه یادم رفت در مورد همون حرفی بود که گفته بودید اگه آقای خاتمی یه چیزی بگه یه عده اون حرف شدیدن می کوبند و اگه مثلا یه کسی مثل آقای احمدی نژاد همون حرف رو بزه همون عده به به و چه چه می کنن.
راستش فکر کنم که تحلیل جنگ سردار خادم تو جنوب یادتون باشه
من قبل از اون هم شدیدن با این سیاسی بازی ها مشکل داشتم
هر دو طرف هم از این جور آدم ها دارن البته آدم های خیلی خوب و منصف هم دارن که به ما قال نیگاه می کنن و نه به من قال
ولی برام جالب و ناراحت کنندس که یه عده اول انقلاب یه حرفایی می زدن و الآن دقیقا مهالف همون حرفا رو می زنن
مثلا در رابطه با آمریکا نظرات دو طرف تا حدودی تغییر کرده یا در زمینه ی مثایل اقتصادی و هزاران مورد دیگه
حرفام طولانی شد ولی باید این رو بگم که همه ی این حرکات اولا به خاطر ضعف و فقدان مسایل اعتقادی عمیق دقیق و کمبود علم و سواده
دوما خیلی از این حرفا به خاطر رفیق بازی و باند بازی و حزب وجناحه
ثالثا هم خیلی از این کارا به خاطر کمبود تقوا و خشیت الهی است که طرف برای نابودی طرف مقابل دست به هر کاری می زنه
از خدا تقوای الهی رو برای همه و به ویژه خودم و شما (4نفر) خواستارم و امیدوارم ما این جوری نباشیم
ع.نوید
یاحق
By
Anonymous, at 11:48 PM
سلام
به نظرم یکی از مسائل مهمی که باعث چنین برخوردی می شه داشتن تعصبه، نه لزوما قصد و غرض خاصی. و فکر می کنم همون طور که زمان خاتمی یه سری بودند که فقط تاییدش می کردند و فکر می کردند نهایتشه و قراره معجزه کنه، الان هم چنین آدمایی بین طرفدارای احمدی نژاد هستند، و این طرفداری های این چنینی علاوه بر این که سودی برای رئیس جمهور و مملکت نداره، مسلما زمانی باعث سرخوردگی خود اون آدما می شه، همون اتفاقی که در مورد طرفدارای این چنینی خاتمی افتاد.چون واقعا هیچ آدمی بری از اشتباه نیست و توانایی در انجام معجزه بین آدمای مورد بحث ما یه مقدار غیر عقلانیه.
راستی حرف های سردار خادم هم یادم نیست و دیگه این که خوشحال می شم بقیه ی حرف هاتون رو هم بشنوم، چون تو مسائل سیاسی با هم اختلاف نظر های قابل توجهی داریم
ممنون
By
Anonymous, at 6:33 AM
راستی یه چیز دیگه : تا چند روز پیش فکر می کردم آدم فقط نباید در مورد بقیه ی آدما قاطعانه نظر منفی بده، ولی چند روز پیش چند تا روایت و حدیث شنیدم که مضمونشون این بود که نباید در مورد بقیه با قاطعیت نظر مثبت هم بدیم ، چون قضاوت کردن در مورد تقوای آدما کار خداست و قضاوت های ما دخالت در کار خدا. برام جالب بود، گفتم شاید برای شما هم جالب باشه.
By
Anonymous, at 8:14 AM
Post a Comment
<< Home