!چند کلّه پوک؟

Saturday, August 12, 2006

سحر آمدم به کویت که ببینمت عیانی


فاطمه بهم گفت قبول داری توفیق نداشتن هم برا خودش مسئله ایه؟ خب منم قبول داشتم، ولی وقتی یکی دیگه اینو بهم گفت بیشتر حالم گرفته شد، جدای از این که کلی برنامه ریزی کرده بودم و.... فکر این که توی این چند سال حول و حوش همون چند روز کلی اتفاقای مضحک می افته و هر بار نمی تونم برم..... خب به جز توفیق نداشتن چی می شه بهش گفت؟ مریم بهم گفت خیلی آدم بی شوری هستی ، سه روز تنها بودی ، یه زنگ نزدی بیای اینجا ، اصلا به روی خودت نیاوردی، ما رو باش که فکر می کردیم تو هم رفتی.....نمی دونست این چند روزه حال و حوصله ی خودم هم نداشتم، اگه به خودم بود ، می رفتم یه جایی که خودمم نبینم،یه جوری که خودم هم فک کنم منم رفتم! مشکل اصلی این جاست که این جور وقتا هیچ وقت به خودم نیست
آمنه

0 Comments:

Post a Comment

<< Home