!چند کلّه پوک؟

Tuesday, July 18, 2006

!!!...وقت گل نِی

هو
کی میشه یاد بگیریم که به بچه ها دروغ نگیم...بابا جان...آخه چرا اینقدر راحت حلال می کنیم برای خودمون حرام ها رو...مگه بچه ها چه گناهی کردن که ما به خودمون اجازه می دیم که بهشون دروغ بگیم...همین باعث می شه که جرأت روبه رو شدن با واقعیت رو پیدا نکنن...با با جان...دروغ دروغه...استاد تاریخ اسلاممون
می گفت یه بار یکی میره پیش امام صادق علیه السلام شروع می کنه پرسیدن:مؤمن دزدی می کنه؟امام میگن نمی کنه ولی ممکنه در شرایط خیلی سخت دست به دزدی هم بزنه...خلاصه هی می پرسه مؤمن فلان کار رو می کنه؟ امام می گن نه ولی ممکنه در فلان شرایط این کار رو بکنه...تا اینکه می پرسه مؤمن دروغ هم میگه؟ امام فقط می گن "المؤمن لا یکذب"...آره...مؤمن دروغ نمی گه...نه به بزرگش نه به کوچیکش...نه شوخی نه جدی...بعد ما ها میایم هر دروغی که دلمون می خواد رو به اسم مصلحت می گیم...تا جایی که من می دونم دروغ به شدت نشونه ی نفاقه...اون وقت ما ها به آیه های منافقین که می رسیم خیلی راحت ازشون رد می شیم چون در مورد ما نیست...اعصابم خورد می شه وقتی می بینم داداش کوچیکم به بزرگتر ها اطمینان نداره...وقتی می بینم بعضی ها چون جرأت ندارن بچه رو با واقعیت روبرو کنن(به دلیل خطرات احتمالی بعدش)خیلی راحت دروغ میگن؛ به هر حال دفع خطرات احتمالی عقلا واجبه دیگه!!!
کی میشه یاد بگیریم که صدقه رو بخاطر بدبخت بیچاره ها بندازیم نه بخاطر رفع بلا از خودمون!!!که احیاناً یه وقت نخوریم زمین اوخ بشیم...
کی میشه یاد بگیریم که فقط وقتی مشکلی داریم نریم سراغ ائمّه...بس کم نا مردیم ما...آخه اونا بزرگی میکنن ما رو رد نمی کنن ما چرا هر وقت یاد اونها می افتیم یاد دردهامون هم می افتیم یا حتی برعکسش...توی مداحی هم خیلی وقت ها برای اینکه ملّت خیلی عمیق!!! یاد امام مورد نظر بکنن می گن:آی مریض دارها...آی گرفتار ها...آی حاجتمند ها...فلان امام خیلی کریمه ها...فلان امام اینطوری حاجت می ده...اون طوری حاجت می ده...فلان حاجت رو داده ها...من همیشه می گم این مسئله ی حاجت گرفتن از امام ها اونقدری باید برامون پیش پا افتاده باشه که خوب شدن سردرد با استامینوفن کدئین...اون وقت ما میایم حاجت گرفتن از ائمه علیهم السلام رو منتهای آمالمون و ته نزدیکیمون به اونها قرار می دیم...خوب معلومه نتیجه اش چی میشه؟نتیجه اش می شه شیعیانی مثل ما!!!که فکر کنم نقطه ننگ باشیم براشون...
کی میشه یاد بگیریم که این فرهنگ عمیق خاله زنک بازی! رو باید بذاریم کنار...اومده زیارت هم خجالت نمی کشه...نشسته توی حرم امام رضا علیه السلام داره غیبت می کنه...واقعا زیارت قبول!!!...تو بگو یه ذره ،یه ذره بعضی ها نسبت به بقیه عطوفت ندارن...آدم ها باید اونجوری باشن که ماییم و ما فکر میکنیم درسته...
ماها که اشتباه نمی کنیم!!!...فقط این دیگرانند که اشتباهاتشون احمقانه است...آبروی طرف رو می بریم عین خیالمون هم نیست...حالا اگه یکی بیاد همین کار رو در مورد ما بکنه همچین یقه اش رو می گیریم که پاهاش از زمین بلند میشه...دیگه هم این نتیجه رو نمی گیریم که از این به بعد ما آبرو ریزی نکنیم...
و در آخر،کی میشه من خنگ یاد بگیرم که وقتی می خوام برم مسافرت ضبط رو از روی تایمر بردارم که ساعت 3:13 نصفه شب همسایه ی بیچاره رو کچل نکنه...اون هم با چه ولومی به مدت 1 ساعت...واقعا زیارت قبول!!!

فاخری

0 Comments:

Post a Comment

<< Home