!چند کلّه پوک؟

Monday, July 17, 2006

!!...پاییزم عجب فصل با حالیه ها

رنگم برای خودش پدیده ایه ها ! وقتی بعد از چند وقت میاد توی زندگی آدم ، دنیا یه جور دیگه می شه ، واقعا از این رو به اون رو می شه، مخصوصا اگه یهو بدون هیچ دلیلی بیاد تو زندگیت، یه روز از خواب پا شی و یه دفعه بدون هیچ دلیلی به این نتیجه برسی که دنیا چه قدر قشنگه و زندگی چه قدر با حاله ، در حالی که دیشبش، قبل از خواب به این فکر می کردی که عجب زندگی مزخرفی! توی چنین شرایطی اولین چیزی که به ذهنت می رسه اینه که نکنه خل شدی ، کله پوک و تعطیل که بودی ، همینت کم بود که خل هم بشی.ولی وقتی این قضیه ی قشنگی دنیا یه ده دوازده روزی طول می کشه کم کم از نگرانی در میای و مطمئن می شی که خل شدی.
آخه وسط تابستون ، گرما ، ترم تابستونی ، دانشگاه ، در آستانه ی مشروط شدن ، سه چهار تا عروسی، علافی ، خستگی ، و کلی اتفاق اعصاب خورد کن خیال می کنی دنیا قشنگه و پر از رنگ ؟! آخه تابستون و رنگ؟!اونم به این شدت؟! انقدر دنیا رو رنگی می بینی که وقتی می ری کنار پنجره انتظار یه منظره ی ناز پاییزی رو داری! و یه موقع هایی احساس می کنی آبانم داره تموم می شه و هنوز یه خرمالو نو بر نکردیم !زندگیم بدجوری پاییزی شده ، پر از زرد و قرمز و نارنجی با یه زمینه ی آبی آسمونی پر از ابر های گول گول ، با صدای باد و خش خش برگای زیر کفش.
هر چند که این چند روزه مثل روزای پاییز زندگیم قشنگ شده ، ولی بدجوری هوس پاییزو کردم، خیلی دلم براش تنگ شده ، حداقلش اینه که اون موقع دیگه نه خبری ازگرما هست نه از ترم تابستونی، و تو کل سه ماهش هم حداکثر یه عروسی هست که تازه با این عروسیا زمین تا آسمون فرق می کنه.
آمنه

1 Comments:

  • نه بابا کلک!راستش رو بگو عروسی (؟ی) که با عروسی های دیگه
    زمین تا آسمون فرق میکنه؟

    By Anonymous Anonymous, at 3:12 PM  

Post a Comment

<< Home