!چند کلّه پوک؟

Thursday, June 08, 2006

...صبر اگر و تنها اگرخشوع

هو
من باید صبر کنم اما نه به خاطر اطمینان از عاقبت این درد سر...بلکه بخاطر اطمینان به خدا...
چقدر بده آدم اطمینانش رو نسبت به خدا از دست بده...اون وقته که می گن "ما غرّک بربّ الکریم"...اون وقته که وقتی قرآن رو باز می کنی بهت می گن"قلیلا ما تشکرون" یا می گن" و ما یتضرعون"( 76 مؤمنون)...اون وقته که می فهمی اووووووووووووووووووه...کلی راه داری تا بتونی به"واستعینوا باالصبر والصلوة"عمل کنی...
آره..."واستعینوا باالصبر والصلوة و انّها لکبیرة الا علی الخاشعین"...
من چقدر خنگم!!!باورم نمی شه
من چقدر ساده ام که اولش فکر کردم صبر کردن کاری نداره...اما زهی خیال باطل...اول باید خاشع بشی و برای اینکه به خشوع برسی اول باید به خدا زیاد رو بندازی تا غرورت شکسته بشه و بعد از همه ی اینها با ید از صبر و صلوة استعانت کنی...اینجاست که با خیال راحت می تونی به خدا اعتماد کنی و بخاطر خدا صبر کنی...اما فقط بخاطر خدا ونه برای اطمینان از دنیا و زَلم زیمبو هاش...اون "الا"هم که توی آیه اومده همون" اگر و تنها اگر" خودمونه
"صبر و صلوة <=> خشوع"


0 Comments:

Post a Comment

<< Home