...یاد بادآن روزگاران، یاد باد
هو
ای والله احمدی نژاد!!! کلّی نامه اش با حال بود...
خدا قوت...
به قول بچه های دهلاویه: ما منتظر سوّمیش هستیم...
.
.
.
دلم برای هویزه(سید حسین و بروبچ!!!) و دو کوهه یه ذره شده...
در این جا لاله ها زیبــــا برویند ..........در این جا خاکیــان ره را بپویند
دوکوهه! السلام ای وادی عشق ..........در این جا عشق را تفسیر گویند
یادش بخیر...شرهانی...من وسالم و خادمی نشسته بودیم داشتیم دعای عهد می خوندیم(شب بود!!!)...کلی با این دعای عهد های بی موقع حال می کنم...بی موقع میری مزاحم امام زمان می شی... کلّی کیف می ده... یه چیز تو مایه های مهمون اختصاصی...البته اگه وارد خونه بشیم...ما که زنگ می زنیم در می ریم...!!!
و یاد ظهر فکه بخیر...سال 81 با روشنگر...و یاد فکه ای که نرفتیم بخیر...
و اروند...این بار اسم کسانی که می خواستم براشون دعا کنم رو(که روی یه ورق نوشته بودم) انداختم توی اروند...
می بینم که هنوز آدم نشدم...باز هم توی دهلاویه داشتم دنبال عکس دایی ام می گشتم...این دفعه پیداش نکردم...
توی طلائیه زهرا ایزدی (که باری تعالی از ارادت من نسبت به او کم نکناد) رو دیدم و بخاطر میل شخصی ضایعی که به گروپ زده بود از طلائیه انداختمش بیرون!!!
و شلمچه...که کلّی دست کاری اش کرده بودن نسبت به سال 81...مقبره شهدا ،اون موقعی که فرش نداشت بهتر بود...اون موقع که یه بنای ساده ی بی در و پیکر بود و از سرما قندیل می بستی اونجا...اون موقعی که به یه منطقه ی جنگی شبیه تر بود تا به یه منطقه ی آزاد تجاری!!! حالم به هم می خوره از آدم هایی که یه ذره شعور ندارن که شلمچه نباید بشه دکون...و خدا خیر بده کسانی رو که نذاشتن بشه منطقه ی آزاد تجاری...مثل قشم و کیش و چابهارو...حتی نمی تونم تصورش رو بکنم که شلمچه کیش بشه...کیش و مات...چه باخت بدی...!!!
.
.
.
یادش بخیر...اول دبیرستان حاجی صداش می کردیم...خیلی دوستش داشتم...من سید بودم اون هم حاجی...
بهش می گم به حاجی سلام برسون...می خنده و ادامه می ده...
الآن هم دوستش دارم...
التماس دعا- یا حق
فاخری
ای والله احمدی نژاد!!! کلّی نامه اش با حال بود...
خدا قوت...
به قول بچه های دهلاویه: ما منتظر سوّمیش هستیم...
.
.
.
دلم برای هویزه(سید حسین و بروبچ!!!) و دو کوهه یه ذره شده...
در این جا لاله ها زیبــــا برویند ..........در این جا خاکیــان ره را بپویند
دوکوهه! السلام ای وادی عشق ..........در این جا عشق را تفسیر گویند
یادش بخیر...شرهانی...من وسالم و خادمی نشسته بودیم داشتیم دعای عهد می خوندیم(شب بود!!!)...کلی با این دعای عهد های بی موقع حال می کنم...بی موقع میری مزاحم امام زمان می شی... کلّی کیف می ده... یه چیز تو مایه های مهمون اختصاصی...البته اگه وارد خونه بشیم...ما که زنگ می زنیم در می ریم...!!!
و یاد ظهر فکه بخیر...سال 81 با روشنگر...و یاد فکه ای که نرفتیم بخیر...
و اروند...این بار اسم کسانی که می خواستم براشون دعا کنم رو(که روی یه ورق نوشته بودم) انداختم توی اروند...
می بینم که هنوز آدم نشدم...باز هم توی دهلاویه داشتم دنبال عکس دایی ام می گشتم...این دفعه پیداش نکردم...
توی طلائیه زهرا ایزدی (که باری تعالی از ارادت من نسبت به او کم نکناد) رو دیدم و بخاطر میل شخصی ضایعی که به گروپ زده بود از طلائیه انداختمش بیرون!!!
و شلمچه...که کلّی دست کاری اش کرده بودن نسبت به سال 81...مقبره شهدا ،اون موقعی که فرش نداشت بهتر بود...اون موقع که یه بنای ساده ی بی در و پیکر بود و از سرما قندیل می بستی اونجا...اون موقعی که به یه منطقه ی جنگی شبیه تر بود تا به یه منطقه ی آزاد تجاری!!! حالم به هم می خوره از آدم هایی که یه ذره شعور ندارن که شلمچه نباید بشه دکون...و خدا خیر بده کسانی رو که نذاشتن بشه منطقه ی آزاد تجاری...مثل قشم و کیش و چابهارو...حتی نمی تونم تصورش رو بکنم که شلمچه کیش بشه...کیش و مات...چه باخت بدی...!!!
.
.
.
یادش بخیر...اول دبیرستان حاجی صداش می کردیم...خیلی دوستش داشتم...من سید بودم اون هم حاجی...
بهش می گم به حاجی سلام برسون...می خنده و ادامه می ده...
الآن هم دوستش دارم...
التماس دعا- یا حق
فاخری


3 Comments:
!حاجی کیه؟؟
By
Anonymous, at 2:51 AM
hoo...
salam
khosh aab o rang o ba namak...bacheh ha behesh migan haajak...
jodaye az jeddi...yeki az bacheh haye
avval dabirestanemoon bood...khoda rahmatesh koneh...
khoda amvate shoma ro ham biamorzeh...
shab haye jome miad too khabam migeh seyyed farda boro sare gooram fateheh pakhsh kon...
ya hagh
By
Anonymous, at 3:30 AM
Super color scheme, I like it! Keep up the good work. Thanks for sharing this wonderful site with us.
»
By
Anonymous, at 5:45 AM
Post a Comment
<< Home